دوستان، و همه کسانی که به آزادی و حقوق بشر اهمیت میدهند:
وقتی جامعهای دیگر نمیتواند مردم خود را حتی با ترس ساکت کند، تغییر بیسروصدا آغاز شده است.
امروز، تمرکز ما نه تنها بر ایران، بلکه بر همه کسانی است که در میان جنگ و ظلم برای زنده ماندن تلاش میکنند.
در آن سرزمین، کودکان با انفجار در شب از خواب بیدار میشوند، مادران خانوادههای خود را از ترس در آغوش میگیرند و جوانانی که باید رؤیا داشته باشند، مجبور به رویارویی با فردایی نامشخص هستند.
جنگ و درگیری هرگز فقط خطوطی روی نقشه نیستند؛
آنها رنج واقعی، از هم پاشیدن خانوادهها، از دست دادن جانهای بیشماری از بیگناهان هستند.
و حتی دلخراشتر این است که دستگاه قدرت تصمیم میگیرد صدای مردم را نادیده بگیرد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، که قرار است از ملت محافظت کند، گاهی اوقات به نیرویی برای سرکوب مردم تبدیل شده است.
وقتی از زور علیه مردم خود استفاده میشود، وقتی از ترس به عنوان ابزاری برای حکومت استفاده میشود، این فقط خونسردی نیست، بلکه خیانت به بشریت است.
بیرحمی فقط به سرکوب فیزیکی مربوط نمیشود؛ همچنین در مورد نادیده گرفتن ارزش زندگی و محروم کردن مردم از امید به آینده است.
جهل در قضاوت نادرست تاریخ آشکار میشود - هر نظمی که از طریق ظلم و ستم حفظ شود، نمیتواند دوام بیاورد؛ هر قدرتی که صدای مردم را نادیده بگیرد، سرانجام توسط زمان از بین خواهد رفت.
اما حتی در تاریکترین لحظات، نور بشریت همچنان میدرخشد.
هر کسی که برخیزد، پرتوی از نور است.
هر کسی که مایل به بیان حقیقت باشد، نقطه شروع تغییر است.
آنها برای جنگیدن نمیجنگند؛
آنها صرفاً آیندهای میخواهند که بتوانند در آن در صلح زندگی کنند و آزادانه نفس بکشند.
ما ممکن است در مکانهای مختلفی باشیم، اما میتوانیم بیتفاوت نباشیم.
جهان در حال تماشا است.
تاریخ در حال ثبت است.
و باید به یاد داشته باشیم - قدرت واقعی نه از ترس، بلکه از شجاعت و شرافت مردم ناشی میشود.
باشد که کسانی که در تاریکی استقامت میکنند، دیگر تنها نباشند.
باشد که روزی این جهان دیگر نیازی به مبادله شجاعت با آزادی نداشته باشد.